خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزم از غصه سیه گشت و شبم پیدا شدعجبم رفت کنون، بلعجبم پیدا شد
۲
من خود از دردسر هجر به افغان بودمگرمی دل اثری کرد و تبم پیدا شد
۳
بودم از بی ادبی همدم مستان چو ربابگوش مالی ز تو خوردم، ادبم پیدا شد
۴
یاد تو کردم و کام دهنم شیرین شدجام مِی خوردم و در دل طربم پیدا شد
صفحهٔ ۱ از ۲