خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غنچه بر احوال عالم خنده زد، دلشاد شددل به زر در بست گل، دوران او بر باد شد
۲
اهل دنیا همچو سبزه پایمال انجماندسرو بستان آنکه از بند جهان آزاد شد
۳
در جهان بیخونِ دل سیمی نیاید در کناراین قدر ما را ز آب دیده پیشافتاد شد
۴
رفته باشم من ز یاد خلق و در یادم بوداین سخن کامروز از پیر مغانم یاد شد
صفحهٔ ۱ از ۳