شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر اشارت می‌کنی، چشم تو مردم می‌کُشدور همی‌گوئی که بخشیدم تکلم می‌کشد
۲
در فراقت می‌کَنم جان، ور بیائی جان دهمروز بدبختی گدایان را تنعم می‌کشد
۳
لعل تو بر من تبسم کرد چون تیغم زدیمن ز تیغ تو نمی‌میرم، تبسم می‌کشد
۴
در خرامیدن مکن آلوده دامن را به خاکگر چه تو پاکی ولی ما را توهّم می‌کشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth