شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با وصل گل رسیدن بلبل نمی‌تواندلطفی کند مگر باد، بوئی به او رساند
۲
بر هر ورق چمن را، بی حرف ماجرائی‌ستکو عاشقی چو بلبل، تا ننوشته خواند
۳
خواهم که جامه بر تن‌، چون غنچه چاک سازمباشد که آن صنوبر، حال دلم بداند
۴
دردا که تشنه مُردم، وان یار کو طبیب‌ استرحمی نمی‌نماید، شربت نمی‌چشاند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth