شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک تو را ز آب لطافت سرشته‌انددر وی به غیر تخم سعادت نکشته‌اند
۲
جانهای عاشقان تو ز آنروی چون پریدیوانه می‌شوند اگر خود فرشته‌اند
۳
بر صفحهٔ عذار تو خطی به دود دلحکمی‌ست کز قضای الهی نوشته‌اند
۴
زلف تو را به دزدی دل صد هزار باربگرفته‌اند و بسته ولی باز هشته‌اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth