خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سنگ طعنه به سبویم زدهاندطبل بدنامی به کویم زدهاند
۲
کی فتد در کف من دامن وصلسیلی هجر به رویم زدهاند
۳
تیغ خوبان به جفا خونم ریختبد نگویم که نکویم زدهاند
۴
جوی خون میرود از دیدهٔ منمردمان غوطه به جویم زدهاند
صفحهٔ ۱ از ۲