شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهشت را سر کوی او نشان دادندبه یاد او همه حوران ز شوق جان دادند
۲
کشید عقل به پرگار وهم دایره‌ایچو شد تمام بدان نقطهٔ دهان دادند
۳
چو حرف عشق برین لوح بیست و نه آمدالف که هیچ ندارد بدان میان دادند
۴
دلم به روز ازل لاف عاشقی می‌زدبلا و محنت و رنج و غمش از آن دادند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth