خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلها شکفت و جلوه به صد رنگ و بو کندهرکس طواف در چمن و طرف جو کند
۲
آب روان به پیش گل و عکس گل در آبماند به شاهدی که در آئینه رو کند
۳
ما را که از فراق خزان دید باغ عمرکی سبزه در دل آید و گل آرزو کند
۴
گل پرده برگشاد، گل اندام من کجا استتا باز پردهٔ گل ز خجالت فرو کند
صفحهٔ ۱ از ۲