خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سر زلف سیه پوشت سراندازی کندجانم اندر خلوت دل خرقه پردازی کند
۲
شمع داند حال سرمستان بزم خاص راکو هم اندر آتش سودا به سر بازی کند
۳
زاهد اندر مجلس عشاق ره یابد اگردر هوای شاهبازان، پشهای بازی کند
۴
رازت ار با کس نگویم، اشک بر رو افکندمُشک اگر پوشیده دارم، بوی غمازی کند
صفحهٔ ۱ از ۲