خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر این شام بلا را سحری خواهد بودو آخر این سوز دلم را اثری خواهد بود
۲
امشب از نالهٔ دلسوز من و شعلهٔ آهسگ درگاه تو را دردسری خواهد بود
۳
بامدادان که خرامان ز درم باز آئیروی تو بر من از اقبال دری خواهد بود
۴
پای نِه بر سر و چشمم که وجودم به یقینمست خاکی است که بر رهگذری خواهد بود
صفحهٔ ۱ از ۲