خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سگان را دیده در کویت، ز من بیخوابتر نبودز چشم خاکسارم در جهان بی آبتر نبود
۲
ز من هرگز نکونامی نخواهی یافت ای زاهدبه کوی عافیت از عاشقی نایاب تر نبود
۳
سیه گشت از سجود ماهرویان روی زرد منسیه تاب زر رخسار از این نایاب تر نبود
۴
روا نبود نماز عشق من در طاق ابرویت… کذا …. نقطه چین در کتاب … اب تر نبود
صفحهٔ ۱ از ۲