شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز عشق بنده چه خواهد بدان جمال فزودکه از قدیم تو بودی و این شکسته نبود
۲
جدا ز روی تو من روی و ره نمی‌دانمولی چو روی نمودی تو جمله روی نمود
۳
شبی خیال تو آمد قبای من دزدیدسحر نسیم تو آمد کلاه من بربود
۴
بر آستان تو رفتم حدیث خود گفتمپس از کرشمهٔ بسیار خدمت فرمود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth