شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حُسنش چو گل به هردم رنگی دگر برآیداز هر ورق چو غنچه نقش دگر نماید
۲
زنجیر زلف او را از حلقه نیست بیرونباد صبا ز زلفش گر حلقه‌ای رباید
۳
از چشم او گشاید کاری که بسته باشدگر عقده‌ای به کارم ابرویِ او فزاید
۴
ما را به مهر رویش مهریست در مقابلآن ماه را چه نقصان گر ماه خوش برآید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth