شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل اندر دیده‌ام بی نقش رویت خار می‌آیدز هر برگ گلی بر دل مرا صد بار می‌آید
۲
خیال ابرویت در چشم من پیوسته می‌گرددکمان از دیده‌های راست بین طیار می‌آید
۳
نخواهم رفت از کویت به دشنام رقیب اماسماع طعنه‌های دشمنان دشوار می‌آید
۴
بَدان در روی نیکویت همی‌بینند و می‌دانمکه از چشم بد آسیبی در آن رخسار می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth