شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل سوخت در فراق تو، نوبت به جان رسیدمردم ز هجر، کی به وصالت توان رسید
۲
بر عندلیب آنچه ز باد خزان رسدروز جدائی از دم سردم همان رسید
۳
زد غمزهٔ‌ تو بر من از آن می‌کنم فغانصبرم نماند کارد چو بر استخوان رسید
۴
زلف تو عاقبت ز جفا سر به باد دادیارب کدام تیر دعا بر نشان رسید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth