خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلفت مرا به حلقهٔ دام بلا کشیدبخت سیاه بین که به آخر کجا کشید
۲
بودم مثال قطرهٔ شبنم قرین خاکمهر تو رخ نمود و مرا بر هوا کشید
۳
گل وقت صبح خرقهٔ فیروزه چاک زدتا آن نگار نازک رعنا قبا کشید
۴
بگریست زار وقت سحر شمع و جان بدادبیچاره دوش شب همه شب تا چهها کشید
صفحهٔ ۱ از ۲