خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش افروزی کنی بر سوخته عودم دگردر غمت چیزی به جز آتش نیفزودم دگر
۲
دم زدم دودی برآمد، زود بربستم دهانتا کجا سر بر زند این آتشین دودم دگر
۳
همچو آب آسوده بودم، تا به سر باز آمدمپیش سرو قامتت هرگز نیاسودم دگر
۴
گر چه بودم ذرهسان تا خود گشادی ابر زلفنور مهرت در ربودم هیچ ننمودم دگر
صفحهٔ ۱ از ۳