شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان لب و دندان چون لعل و گهراشک چون سیمم رود بر روی زر
۲
گر چو سوسن تیغ بر من می‌کشدمن چو گل از سینه می‌سازم سپر
۳
سر ببازم بر سر تیغ قضاگر قبول افتد قضا را این‌ قدر
۴
جان فشاندم تا نماند بار دلسر نهادم تا نباشد درد سر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth