شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شراب‌خواره‌ام و رند و مست و شاهد بازبه جرم خویش مقرم، مِی آر و شاهد باز
۲
چو کعبتین همه میل من سوی نرد استقمار‌باز مرا گفته‌اند، زرق مباز
۳
در این طریقه که مائیم، عیب‌ها هنر استکه در شریعت عاشق حقیقت است مجاز
۴
همان که پردهٔ عشاق نی نوا بر داشتتو را به راه مخالف برد، مرا به حجاز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth