خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ورای رندی و مستی مجو ز گوهر ناسکه عشق درّ یتیم است و جام می الماس
۲
جمال سبزه و گل بین میان صحن چمنچنان که خضر نشیند به صحبت الیاس
۳
بیا به بزم گدایان و ملک ایشان بینکه ساقی و دف و چنگ است و جام می اجناس
۴
به ما حکایت بیهوده کم کن ای زاهدکه در طریقت ما نیست مستقیم قیاس
صفحهٔ ۱ از ۳