شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من هوس دارم که با او خوش برآرم یک نفسزین هوس گر سر رود، از سر نخواهد شد هوس
۲
گر مرا خورشید روئی سر همی‌بُرد به تیغمن به مهرش می‌زنم چون صبح تا دارم نفس
۳
در شب تاریک هجران با خیال روی یارجز مِی روشن نیامد بر سر ما هیچ‌کس
۴
من به جنت می‌روم از بهر خیال روی یاراز همه عالم مرا مقصود روی توست و بس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth