خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از مهر گشت ماهی در اوج حسن طالعخورشید مشتری شد ما را به حسن طالع
۲
چون اختر سعادت تابنده گشت ماهیدر برج استقامت مسعود گشت راجع
۳
دیدم به خواب مه را، گفتم که دلبر آمدتعبیر واقعاتم آمد بیان واقع
۴
حاشا که دوستان را باشد فراق حایلدشمن اگر نباشد از وصل دوست مانع
صفحهٔ ۱ از ۲