شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زرد و لرزان است تا خود در چه بیماری‌ست شمعپای می‌دارد به جا در خویشتن داری‌ست شمع
۲
یک دمش مانده‌ست و روشن شدکه درخواهدگذشتاز چه رو پروانه را در خاطر آزاری‌ست شمع
۳
گرم بازاری که دارد دمبدم بازار صبحسرد خواهد شد، چرا بی ناله و زاری‌ست شمع
۴
خود به پا استاده پیش ما و مجلس برفروختدر مقام خدمت و در عالم یاری‌ست شمع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth