شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که بوئی یافت از بستان عشقغرقه شد در بحر بی پایان عشق
۲
دل چه باشد؟ قطره‌ای از بحر شوقجان چه باشد؟ گوهری از کان عشق
۳
نیست روح‌ الا نسیم باغ وصلنیست تن جز حلقهٔ زندان عشق
۴
فتنهٔ گردون هم‌اکنون طی شودتا ابد باقی بود دوران عشق
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth