شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمود صبح ازل آفتاب روز وصالهوای عشق مرا در ربود ذره مثال
۲
به مال و ملک بود التفات هر کس رامرا ز حسن عقیدت به سوی حسن و جمال
۳
خیال بود میانت که در کنار آیدکه فرق نیست به موئی میان را ز خیال
۴
نموده‌اند به انگشت ابرویِ تو به منمبارک است که دیدم به روی دوست هلال
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth