شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتم گر از نشستن ما می‌شوی ملولزین در کجا روم که بیابم درِ قبول
۲
محکوم را اگر بکشی حکم از آن توستما گوش دل نهاده به حُکمت کما یقول
۳
سوز درون به آب سرم کم نمی‌شودنار من اشتیاقک فی القلب لاتزول
۴
دل پیش توست، با تو کند شرح اشتیاقدر یک ورق تمام نگنجد سخن ز طول
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth