شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در سر من هست هوای مدامسوختم از پختن سودای خام
۲
عود بزن، عذر میار ای پسرخوش نبود عذر مرا ای غلام
۳
جان به لب آورد ز تلخی قدحوز لب شیرین تو نگرفت کام
۴
نور دهد خانهٔ چشم مراپرتو خورشید می از عکس جام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth