خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رندی و هوسناکی، از روز ازل دارمگر گردم ازین خالی، در عشق خلل دارم
۲
قول و عمل واعظ، بسیار مخالف شددر راست من از مطرب، صد قول و عمل دارم
۳
با خون جگر اشکم، هر لحظه بدل گرددسودای تو نتوان کرد، چون سیم بدل دارم
۴
شبها به خیال تو، در خواب نخواهم شدبیدار شوم اکنون، چون خواب اجل دارم
صفحهٔ ۱ از ۲