خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وجود من همه عیب است و یک هنر دارمکه گر نگار بیازاردم نیازارم
۲
سلوک اهل طریفت مجوی از من مستکه من طریقت خود را ز دست نگذارم
۳
بر آر مست به گرد جهانم ای ساقیکه بر نیامد کاری ز عقل هشیارم
۴
به نیم جرعه دُردی که بر من افشانیعزیز گردم اگر همچو خاک ره خوارم
صفحهٔ ۱ از ۲