خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که به سودای چون تو یار بپرداختهمتش از بند روزگار بپرداخت
۲
در غم تو سخت مشکل است صبوریخاصه که عالم ز غمگسار بپرداخت
۳
عشق تو در مرغزار عقل زد آتشاز تر و از خشک مرغزار بپرداخت
۴
لعل تو عشاق را به قیمت یک بوسکیسه به جای یکی هزار بپرداخت
صفحهٔ ۱ از ۲