خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکل ابرویت ندارد نرگس رعنا به چشمماه نو را کی تواند دید نابینا به چشم
۲
شهسوار من نمیآید فرو الا به دلسیل اشک ما نمیجوید نزول الا به چشم
۳
گفتمش تیغی بران بر فرق من، گفتا: به جانگفتمش تیری بزن بر صید خود، گفتا: به چشم
۴
قصد جان ما اگر دارد، چه حاجت تیغ تیزیک اشارت بس بود ما را به ابرو یا به چشم
صفحهٔ ۱ از ۲