خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دم از عشق زنم، همدم جامی باشمور ز می توبه کنم، زاهد خامی باشم
۲
زلف و خالی نبود رهزن صاحبنظرانبهر یک دانه چرا بستهٔ دامی باشم
۳
راضیام گر من درویش گدائی گردمشاکرم گر من آزاد غلامی باشم
۴
اثر شام فنا آمد و روزی پرسیدکه روم بر سر کوی تو و شامی باشم
صفحهٔ ۱ از ۲