خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عنان عزم سبک سوی یار خویش کنمرکاب حزم گران در دیار خویش کنم
۲
چو گوهر آورم آن رشتهٔ میان به کنارز گریه چند گوهر در کنار خویش کنم
۳
مرا به بیشهٔ خود پیشه صید دلها بودروم چو شیر و دگر ره شکار خویش کنم
۴
گلی ز گلشن بیگانه گر به ما نرسدچو نخل خشک قناعت به خار خویش کنم
صفحهٔ ۱ از ۲