خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو دامن روی خود بر خاک هر کوئی نهمتا کجا ناگه سری بر پای مه روئی نهم
۲
میدوم چون آب سرگردان، برآسایم اگرساعتی سر زیر پای سرو دلجوئی نهم
۳
بر میانت دل نهادم باز میگویم به خویشحیف باشد بار عالم بر سر موئی نهم
۴
من سر مسجد ندارم بعد از این، آن به که دلبر لب یار و لب جام و لب جوئی نهم
صفحهٔ ۱ از ۲