خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهی چو روی تو در آسمان نمییابمگلی به بوی تو در بوستان نمییابم
۲
به جستوجوی تو از من نشان نماند و هنوزبه سوی منزل وصلت نشان نمییابم
۳
چنین اگر آتش دل مغز استخوانم سوختسگ در توام و استخوان نمییابم
۴
همه توئی و تو را در همه نمیبینمجهان پر از تو، تو را در جهان نمییابم
صفحهٔ ۱ از ۲