خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نرفت راه بیابان و خسته شد پایماگر به سر نرود راه، من به سر آیم
۲
به جستوجوی تو آشفته میروم چون بادمگر به سایهٔ سروت دمی بیاسایم
۳
تو خود به جای خودی در مقام نعمت و نازمن فقیر به هر جا غریب و تنهایم
۴
به روز هجر مرا کار اشک پیمائیستبرفت آنکه به پیمانه باده پیمایم
صفحهٔ ۱ از ۲