شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نسخهٔ سنبل تو پیش گل آورد نسیمگل به شکرانهٔ او خردهٔ زر داد به سیم
۲
چشم بیمار تو را باد صبا با نرگسنسبتی کرد و به جائی نرسد فکر سقیم
۳
گل که با سرو چمن داشت قدیمی صحبتداد بر باد هوا صحبت یاران قدیم
۴
ریخت بر دامن کوه از صدف بحر گهردایهٔ ابر ندارد غم دُرهای یتیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth