خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کام دل هر گه که خواهم زان دهانهمچو شمعم آتش افتد در زبان
۲
باد گل را گفته بویش خبرمهر مه را داده از رویش نشان
۳
باد اگر بویش به جانی میدهدمن دهم جان را به بوی او روان
۴
باغ هردم میکشد تیغ خلافزان بود پیراهن گل خون فشان
صفحهٔ ۱ از ۲