شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لبت در نقطهٔ موهوم چون می در شکر پنهانمیانت می‌شود چون موی در بند کمر پنهان
۲
چو خورشید رخت یک ذره پیدا نیست در چشمضرورت با خیال تو همی‌بازم نظر پنهان
۳
ز دردت بی‌خبر گشتم، خبر چون گویم از دردتاگر من بی‌خبر مانم، کجا ماند خبر پنهان
۴
بر آن عزمم که در پایت بیفشانم زر از چهرهسخن در روی می‌گویم، نخواهم داشت زر پنهان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth