خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر گشتهام ز بخت نگونسار خویشتنتر دامنم ز چشم گهربار خویشتن
۲
درّ خوشاب دیده به دامن همیکشدصراف عشق بر سر بازار خویشتن
۳
ای جان مرا تو بارگرانی، کرانه گیربر مرکب ضعیف منه بار خویشتن
۴
واعظ نگر به اهل یقین میکند خلافبیچاره گرم گشته به گفتار خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۲