خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
او آئینه است و هر طرفی رویها دارد اوروشن همیشود هنر و عیب ما در او
۲
هر گه که بنگریم در ابروی و قامتشمعلوم میکنیم کژ و راست را در او
۳
تزویر و زرق صومعه و خانقه پر استخوش وقت میکده که نگنجد ریا در او
۴
رندی که پر ز بادهٔ صافی بود چو جامبهتر ز صوفیئی که نباشد صفا در او
صفحهٔ ۱ از ۲