خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر در دل حلقه زد، زلف چو زنجیر اوجان به در آمد که کیست؟ گفت که دلبند تو
۲
مشکل کار مرا، از خم ابرو گشادباد صبا بوی برد، حال دلم مو به مو
۳
دیده ز رویش بدید، صورت ایمان درستزلف وی از کفر باز بست شکستی در او
۴
قم قم قمری به صبح، گفت که قم الصبوحکاسهٔ سر جام ساز، قمقمهٔ دل سبو
صفحهٔ ۱ از ۳