خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشکفت گل در گلسِتان، آن یار گلرخسار کوبرخاست سرو بوستان، آن سرو خوشرفتار کو
۲
غنچه تبسم میکند، آن پستهٔ خندان کجاستسوسن زبان آور شده است، آن زلف عنبربار کو
۳
سنبل به تاب حسن شد، نرگس به خواب ناز رفتآن چشم فتان را که دید، آن طرهٔ طرار کو
۴
وقت سحر با دوستان، کردم گذر بر بوستانگل باز شد در چشم من، آن روی چون گلنار کو
صفحهٔ ۱ از ۲