شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم به دیدهٔ معنی همه خدا دیدهکشیده درد ولی عاقبت دوا دیده
۲
ز ریگ‌های بیابان و برگ‌های درختهزار رهبر و ره بین و رهنما دیده
۳
ز پیشگاه عدم تا به آستان وجودهزار گونه ز الّا و لا بلا دیده
۴
نهاده گوش ولی در فنا بقا جُستهگشاده چشم ولی در خلاء ملا دیده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth