خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حلقه حلقه زلف تو بسته است بر کارم گرهیا بپوشیدی ز سهم تیر آه ما زره
۲
گر شناسی قدر خود ای ماه روز افزون منکی دهد ماه رخت خورشید تابان را فره
۳
یا به نوک تیر مژگان خون جان ما بریزیا به بوسی از لب خود خونبهای ما بده
۴
جان بیمار مرا از نار هجران کن خلاصکاو نخواهد گشت بی سیب زنخدان تو به
صفحهٔ ۱ از ۲