خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر باد صبا گوید حدیث جان به جانانهکه نبود شمع تابان را خبر از سوز پروانه
۲
مرا بر خاطر روشن آئینه است زنگاریکه دندان طمع دارد به چین زلف او شانه
۳
نسیم از حلقهٔ زلفش چو زنجیری بجنبانددل آشفته از غیرت شود در حال دیوانه
۴
چو دور عمر ما بر باد خواهد رفت، آن بهترکه ساقی دور عمر ما بپیماید به پیمانه
صفحهٔ ۱ از ۲