شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش می‌گفت پیر ترسائییاد دارم ز مرد دانائی
۲
کاندرین دیر می‌پرستان رانیست خوشتر ز میکده جائی
۳
بر سر چارسوی خطهٔ عشقنیست خالی سری ز سودائی
۴
زاهد و باغ و خلد و ما و حبیبهر کسی را بود تمنائی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth