شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون چشم تو هرگز نکنم توبه ز مستیهمچون دهنت دم نزنم هیچ ز هستی
۲
هر کس ز شراب هوسی مست غرورندما مست‌تر از جمله ولی مست الستی
۳
در میکده خاک قدم پیر مغانمآری نشنیدی مثل مستی و پستی
۴
تو یوسف خوبانی و خوبان جهان راهم دست ببریدی و هم چشم ببستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth