شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل پیش خیال تو صد دیده برافشانددر پای تو هر ساعت جانی دگر افشاند
۲
لعلت به شکرخنده بر کار کسی خنددکو وقت نثار تو بر تو شکر افشاند
۳
شو آینه حاضر کن در خنده ببین آن لبگر دیده نه‌ای هرگز کاتش گهر افشاند
۴
از هجر تو در چشمم خورشید شود سفتهاز بس که مرا الماس اندر بصر افشاند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth