خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا هر دم فزاید درد و داغیکه بوئی یابد از تو هر دماغی
۲
چه خال است آن تو را بالای ابروکمان را چون گذر نبود به زاغی
۳
بیا تا با رخ و زلفت نشینیمشب تاریک در پیش چراغی
۴
چنین قامت ندارد هیچ سرویچنین سروی ندارد هیچ باغی
صفحهٔ ۱ از ۲